خـبــر
تاریخ تحلیلی دفاع مقدس
کودتای نافرجام ستاد پاریس
| کودتای نافرجام ستاد پاریس |
|
|
| 1386/06/28 ساعت 21:36:31 | |
|
کودتا، ابتدایی ترین شکل توطئه است که طی سالهای متمادی در تجربه های مکرر موفق و ناموفق توسط استعمار راست و چپ آزموده شده است.
از تجربه های موفق کودتا می توان فهرست طولانی را بر شمرد. از معروفترین نمونه های امریکایی کودتا، کودتای 28 مرداد 1332 در ایران و کودتای پینوشه در شیلی و معرفترین کودتای روسی کودتای کمونیستی در افغانستان است. این تجربه ها نشان می دهد که پیروزی کودتا به 3 عامل اصلی بستگی دارد: 1- تمرکز و تراکم قدرت سیاسی- نظامی و یا حداقل بخش قابل توجهی از قدرت در یک نقطه به نحوی که بتوان با تصرف آن بر سراسر کشور مسلط شد. 2- فقدان یک نیروی سیاسی- اجتماعی نیرومند داخلی که توان خنثی کردن کودتا را داشته باشد. 3- وجود اهرم های لازم نظامی- سیاسی برای وارد کردن یک ضربه غافلگیر کننده ناگهانی و قاطع به منظور تصرف قاطع سیاسی. که در صورت فراهم بودن عوامل 1 و 2 تدارک عامل سوم کار سختی نخواهد بود.
در جامعه ایران هیچ یک از سه شرط اساسی موفقیت کودتا موجود نبود. حضور میلیونی مردم در صحنه که نه تنها یک انبوهه بی تحرک و فاقد گرایش و پویش اجتماعی نیستند، بلکه یک نیروی قدرتمند و تعیین کننده اجتماعی نيز به شمار می روند.
از جمله عوامل اصلی در خنثی کردن هر گونه طرح کودتائی در ایران می توان به وجود نهادهای مردمی مسلح در همه سطوح جامعه که با عامل وحدت مذهبی به هم پیوند خورده اند نام برد. شکل گیری کودتا: در کوران اوج گیری انقلاب، واشینگتن بارها و بارها طرح کودتا را مورد آزمون قرارداد و حتی در روز پیروزی قطعی انقلاب يعني در 22 بهمن 1357 مجددا طرح کودتا، سران کاخ سفید را وسوسه کرد و از هایزر خواسته شد تا بار دیگر به ایران باز گردد. «هایزر» بعلت اقامت در ایران در کوران انقلاب واقعیت را دریافته بود که کودتا عملی نیست ولی استراتژیست های واشینگتن حاضر به تمکین در برابر این واقعیت نبودند و اندیشه کودتا آنها را مدام وسوسه می کرد. شكست در كودتاي شبكه نقاب سياه (كودتاي معروف به نوژه) بهای گزافی بود که سیا و كاخ سفيد بابت این وسوسه پرداخت.
آژانسهاي جاسوسی امریکا به کودتای نوژه امید زیادی بسته بودند و آن را ضربه نهایی و قطعی بر پیکر نظام نوپای جمهوری اسلامی می پنداشتند و اهمیت آن را بیش از تجاوز نظامی صدام ارزیابی مي کردند. تاس، خبرگزاری رسمی شوروی در 4 خرداد 1359 در این خصوص میگوید: «آمریکا با همکاری مصر و اسرائیل طرح کودتا در ایران را مورد بررسی قرار می دهد». به گفته سران کودتا، مدتی بر سر کودتای نوژه یا آغاز جنگ تحمیلی بحث شد و سرانجام بعد از سفر محمد باقر بنی عامری (سرهنگ دوم باز نشسته ژاندارمری) و از همکاران فعال و نزدیک ارتشبد سابق غلامعلی اویسی به پاریس در اسفند ماه 58 این طرح یعنی جنگ تحمیلی در تقدم دوم قرار گرفت و تقدم اول به کودتا داده شد. این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامی که قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به کار گرفته شود در تاریخ کودتاهای جهان بی سابقه بود و چنان دقیق طرح ریزی شده بود که سیا موفقیت آن را قطعی می دانست.
امید به موفقیت کودتا تا بدان حد بود که حتی اعلامیه پیروزی آن نیز آماده شده و خانه ای نیز برای انتقال آیت الله شریعتمداری به تهران اجاره شده بود. آقای شریعتمداری باید در این خانه مستقر می شد و بعنوان رهبر مذهبی کودتا آن را تایید می کرد. یکی از سران کودتا در دادگاه انقلاب نقش سازمان سیا و ارتجاع عرب و جریانهای سیاسی راست مرتبط با کودتا را چنین توضیح می دهد: «۲ الی ۳ ماه بعد از پیروزی انقلاب اولین تماس بین مامورین سیا و یکی از دوستان بنی عامری در اروپا برقرار شد و آنها بنی عامری را در خط بختیار (وزیرمخلوع شاه) قرار دادند. تمام هماهنگی های لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد بختیار در پاریس از طریق سیا انجام مي گرفت. هماهنگی بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان و عراق نيز توسط نماینده سیا که در دفتر بختیار در پاریس است انجام می گرفته». طبق اظهارات بنی عامری تامین هزینه های مادی چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم نظیر چک ده میلیون دلاری عربستان سعودی و همچنين شناسایی افراد مخالف در کشور یا درخارج از کشور و معرفی آنها به بختیار و تقویت امکانات آنها و در اختیار گذاردن امکانات لازم براي آنها توسط امریکا صورت مي گرفته است. کودتا چیان پس از جلب برخی از روحانی نمایان منتقد مانند آقای شریعتمداری با استفاده از ده میلیون دلاری که ارتجاع عرب از طریق سعودی در اختیار گذارده بود مخفیانه به جذب و سازماندهي نیرو پرداختند و با جریانها و گروه های سیاسی چپ مثل (کوموله، حزب دمکرات، سازمان فدائیان خلق، سازمان مجاهدین خلق، و...) نیز مصالحه کرده بودند. ماجرای کودتا بدین قرار بود که در بهار 1358 بنی عامری از سوی اویسی در صدد برآمد تا از مواضع غرب نسبت به ایران اطلاع یابد و بر اساس آن میزان موفقیت تدارک یک توطئه را بر علیه نظام ایران ارزیابی کند. وی در پی کسب اطلاع از همراهی امریکا با هر گونه طرح براندازی با شبکه در حال تشکل بختیار به عنوان سازمان دهنده و مجری این طرح همکاری را آغاز کرد ولی هنوز کودتا ممکن ترین روش براندازی تعیین نگردیده بود زیرا در این مقطع تاریخ (قبل از تسخیر سفارت امریکا) بر اساس تحلیل منابع اطلاعاتی امریکا عناصر سلطنت طلب در ارتش دستخوش وحشت و پراکندگی بوده و دوران نقاهت حاصل از ضربه انقلاب را می گذراندند. علاوه بر این روند تحولات 9 ماه نخست انقلاب (22 بهمن 57 تا 13 آبان 58) وجود دولت موقت، ابقاء شبکه جاسوسی سیا و حضور طیف لیبرال های مذهبی (نهضت آزادی)و لیبرال های غیر مذهبی (جبهه ملی) و برخی روحانیون سازشکار خط شریعتمداری و مهره های نظام وابسته، امریکا را امیدوار ساخته بود که بتواند از طریق فعالیتهای جاسوسی به حرکت های سیاسی نیمه جان توان بخشیده و از خلال آن برگ های برنده و آلتر ناتیوهای خود را به تدریج بیرون کشد. علیرغم این تصور، انقلاب با شدت تمام در 13 آبان 1358 با تسخیر سفارت امریکا در تهران که از آن پس لانه جاسوسی نام گرفت نمود جدی یافت و بدینسان به تعبیر حضرت امام خميني (ره): "انقلاب دوم" آغاز شد.
با این حرکت انقلاب از لحاظ سمت گیری ضد امپریالیستی به طور کمی و کیفی ارتقاء یافت و پاییز 1358 فصل خزان امیدهای امریکا در ایران شد. در پی این تحولات شخصی به نام مهندس قادسی (شهردار آبادان پس از کودتای 28 مرداد32) از سوی ستاد پاریس برای تهیه مقدمات انجام کاری بزرگ در آبان همان سال وارد کشور شد. ستاد پاریس به رهبری شاهپور بختیار هدایت می شد. این ستاد دارای شاخه های متعدد سیاسی، نظامی، مالی و لجستیكی بود. شاخه سیاسی ستاد تحت نظارت رضا مرزبان و ابوالقاسم خادم با هدف جذب كاظم شریعتمداری یكی از مراجع وقت، روحانی نماها و برخی از علمای طرفدار وی فعالیت می كرد.
شاخه نظامی آن نیز زیر نظر احسان بنی عامری با هدف نفوذ در ارتش، نیروی هوایی، جذب عناصر نظامی و نیروهای سازمان اطلاعاتی ساواك و شاخه مالی و لجستیكی نيز با مسئولیت منوچهر قربانی فر و با هدف تأمین مخارج مالی كودتا، تهیه و ارسال كمك های تسلیحاتی و تداركاتی از طریق عراق و قاچاقچیان به عوامل كودتا در داخل كشور انجام وظیفه می كردند. پس از اقدام نافرجام نظامی امریکا (واقعه سقوط هلي كوپترهاي آمريكايي در طبس كه برای نجات گروگانهای لانه جاسوسي آمده بودند) و متعاقب ملاقات سفرای امریکا و انگلیس در پاریس با بختیار، برای کودتا اولویت ضرب الاجل نسبت به طرحهای دیگر از جمله (حمله نظامی عراق به ایران) تعیین شد. ساختار سازمانی کودتا در ایران و پاریس پی ریزی شده و نیروهای مخالف داخلی و خارجی نیز جریانهای سیاسی مخالف در داخل و خارج کشور را شناسایی و یک هسته اطلاعاتی وسیع به منظور جان دادن به اندام کودتا پی ریزی كرده بودند. انتخاب پایگاه هوايي شهيد نوژه همدان بعنوان مبدا و محور عملیات علیرغم مرکزیت و حساسیت تهران از آن جهت بود که کودتا گران بیم آن داشتند كه در روز عملیات پس از نخستین پروازها مردم به پایگاه هوایی مهر آباد هجوم برند و امکان ادامه عملیات را از بین برده و کودتا را با شکست مواجه سازند. لذا پایگاه نوژه بدین منظور انتخاب شد که هم دارای هواپیما بود هم به تهران نزدیک بود و هم خارج از شهر قرار داشت و علاوه بر اینها عناصر مستعد و قابل جذبي نيز برای کودتاچیان داشت. با شروع عملیات قرار بود ابتدا جماران بصورت وسیع بمباران شود زیرا دشمن بخوبی از اهمیت رهبری انقلاب با خبر بود ومی دانست تا حضرت امام(ره) در صحنه باشند مردم را نمی توان فریب داد.
پس از جماران نوبت تسخیر مرکز صدا و سیما بود تا از این طریق هم امکان ارتباط رهبران انقلاب و امکان بسیج مردم علیه کودتا را کمتر سازند و هم جنگ روانی و تبلیغات گسترده اي در جهت کودتا صورت گیرد و سپس سایر مراکز کلیدی یکی پس از دیگری تصرف گردند. پس از این پیروزی با اعلام حکومت نظامی به مدت 3 روز با ترفند ارعاب و فریب مردم از طریق تایید کودتا بوسیله روحانیون همراه با کودتا و باج دهی به مدافعین انقلاب، قدرت توسط نظامیان مهار شود.
آنها حتی پیامی را كه پس از كودتا در روز ٢١تیر ١۳۵۹ از طریق رسانه ها خوانده می شد، تهیه كرده بودند! در این پیام آمده بود: «همقطاران عزیز، ساعت موعود فرا رسید. ارتش وطن پرست ایران، حكومت پوسیده آخوندها را برچید. كلیه واحدهای ارتش، ژاندارمری، شهربانی اعلام همبستگی نمودند. هرگونه مقاومت به شدّت سركوب خواهد شد. آماده اخذ دستورات بعدی باشید. (شورای نظامی كشور)».
به جرآت می توان ادعا کرد که کودتای 28 مرداد 1332در مقایسه با کودتای نوژه که نمونه های بسیار کوچکتر از رژیم های بسیاری را در سراسر جهان سرنگون کرده بود، بازی کودکانه ای بیش نبود. گرچه کلیه برنامه ها تا 48 ساعت قبل از کودتا طبق برنامه پیش می رفت اما شب قبل از حادثه یکی از خلبانانی که برای کودتا پیش بینی شده بود به صورت معجزه آسایی دچار تردید می شود و پس از مشورت با مادرش شدت تردید ها و تشویق های او با مخالفت مادرش افزایش می یابد و سرانجام وی موفق به ملاقات با آیت الله خامنه ای شده و اطلاعات موثر و کاراي از کودتا را تا مورد زیادی افشا می کند.
تركیب كودتاگران: تركیب كودتاگران برای تصرف پایگاه نوژه به عنوان كلید عملیات كودتا قرار بود 12 تیم مركب از ۱۰۰تن از كلاه سبزهای تیپ نوهد، 300 تا 400 نفر از فریب خوردگان ایل بختیاری و 12 نفر راهنما از داخل پایگاه به فرماندهی سرگرد كوروش آذرتاش (فرمانده تیپ 23 نوهد پیش از انقلاب) جهت تصرف پایگاه نوژه وارد عمل شوند.
طبق نقشه پس از تصرف پایگاه
این اسكاداران شامل 16 هواپیما از 53 فروند هواپیمای مجهز به سلاح سنگین بود كه برای عملیات در نظر گرفته شده بود. در طرح كودتا، عملیات هوایی نقش محوری داشت بنابراین هواپیماها باید مسلح به سلاح سنگین و آماده پرواز می شدند. كودتاگران همچنین خانه ای را برای انتقال و استقرار كاظم شریعتمداری به تهران اجاره كرده بودند تا به عنوان یك رهبر مذهبی، كودتا را تأیید كند. امّا به لطف خداوند، قبل از این كه كودتا وارد فاز اجرایی خود شود، طی یك عملیات بسیار دقیق و موفقیت آمیز، كشف و تمامی عوامل آن در داخل كشور دستگیر شدند. آمریکایی ها بعد از آن نیز چهار کودتای ناموفق دیگر را تجربه كردند؛
کودتای نخست مربوط به گروه برانداز «پارس» بود كه مخفف «پاسداران رژیم سلطنتی» است. عامل این گروه شخصی بود به نام آرمین، با نام مستعار آرش كه با خانواده منحوس پهلوی و قطب زاده در ارتباط مستقیم بود. دومین گروه برانداز گروه «نمارا» بود كه از سوی شخصی به نام سرهنگ رضازاده كه مستقیماً با اسرائیل در تماس بود، رهبری می شد. گروه سوم «نیما» نام داشت كه با سازمان جاسوسی سیا جبهه ملّی و دكتر منوچهر شایگان مستقیماً در ارتباط بود. این افراد حتی كابینه خود را هم تشكیل داده بودند. گروه چهارم از كودتاچیان، گروه «نجات انقلاب ایران» بود كه تحت رهبری قطب زاده اداره می شد. آغاز عملیات خنثی سازی : از همان زمان كه احتمال وقوع كودتا احساس شده بود، ستادی مركب از واحدهای اطلاعات سپاه همدان، گروه مهندسی سپاه همدان، انجمن اسلامی نیروی هوایی، تعدادی از پرسنل مؤمن نیروی زمینی و تیپ نوهد به نام «ستاد خنثی سازی كودتا» تشكیل شد.
اما این ستاد اطلاعات مؤثر و دقیقی از كودتا در اختیار نداشت، ولی اطلاعات با افشای كودتا توسط خلبان یاد شده و تا حدود كمتری توسط درجه دار تیپ ۲۳ نوهد، در اختیار ستاد خنثی سازی كودتا قرار گرفت و عملاً از عملیات كودتا، توسط این 2 نفر آگاه شدند.
با جمع بندی اطلاعات و تكمیل آن و با اطلاعاتی كه از قبل جمع آوری شده بود عملیات مقابله با كودتای قریب الوقوع، به سرعت در دو محور پارك لاله و پایگاه شهید نوژه طرح ریزی شد.
پارك لاله محل تجمع 40 تن از خلبانانی بود كه قرار بود با اتوبوس به پایگاه هوایی نوژه میرفتند و به دیگر خلبانان كودتا میپیوستند.
عمده نیروهای به كار گرفته شده برای خنثی سازی كودتا، در پایگاه شهید نوژه متمركز شد و عملیات مربوط به پایگاه نوژه در ۲ قسمت داخل و خارج پایگاه به اجرا گذاشته شد.
به این ترتیب همزمان با شروع كودتا، نیروهای انقلاب متشكل از برادران سپاهی و پرسنل متعهد و فداكار نیروی هوایی، وارد عمل شدند و آنچنان درسی به خائنان و اربابان مستكبرشان دادند كه برای همیشه در تاریخ انقلاب خواهد درخشید. شرح کودتای نوژه از زبان مسئول اطلاعات سپاه : دکتر محسن رضایی (فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) در طی سخنانی در جمع راویان نور بسیج دانشجویی در مورد این واقعه چنین می گوید: «از ابتدای سال 1359 اوضاع بین ایران وعراق بحرانی تر شد. كودتایی ناموفقی در ایران صورت گرفت كه بعد مشخص شد سران این كودتا در بغداد جلسه داشتهاند كه آیا ابتدا عراق به ایران حمله كند و بعد از حمله به ایران كودتا شكل بگیرد یا ابتدا كودتا انجام شود و سپس حمله عراق، كه در نهایت تصمیم میگیرند اول كودتا كنند. یك شب قبل از كودتا برادران كمیته انقلاب اسلامی توانستند کودتاچیان را دستگیر كرده و از خلال بازجویی های آنان این اطلاعات به دست آمد که دولت صدام در این کودتا دست داشته و آن را حمایت میکرده است. جریان کشف كودتا به این صورت بود كه من در آن موقع بعنوان مسئول اطلاعات سپاه حدود دو هفته قبل از كودتا خدمت مقام معظم رهبری كه در آن زمان سخنگوی شورای عالی دفاع و عضو شورای انقلاب بودند رسیدم و گفتم كه ما كودتایی را شناسایی كردهایم ولی تاریخ آن را نمیدانیم. شب قبل از کودتا یکی از خلبانانی که قرار بوده بیت امام در جماران را بمباران کند به خاطر اصرار زیاد مادرش که اتفاقی از جریان خبردار می شود خدمت آقای خامنهای می رسد و جریان را شرح می دهد و اعتراف میکند، ایشان نیز سریعاً من را ساعت 12 شب مطلع می کنند و به این واسطه از زمان و مكان این كودتا مطلع می شویم اما مشکل در این بود كه ما فقط 6 ساعت برای از بین بردن این كودتا وقت داشتیم ولذا همان شب با بسیج كردن نیروهای اطلاعات و سپاه به سمت پایگاه هوایی شهید نوژه همدان حركت كردیم و زودتر از آنها به این پایگاه هوایی که هواپیماهای جنگنده فانتوم در آن بود، رسیدیم. قرار بود كودتاچیان به چندین محل مهم از جمله بیت امام، مجلس و دفتر ریاست جمهوری حمله كنند. در میان کودتاچیان حدود 400 نفر از كلاه سبزها و تكاورهایی بودند كه قبل از انقلاب از ایران فرار كرده و پس از پیروزی انقلاب از طریق مرزهای عراق به داخل ایران آمدهاند. پس از انجام بازجویی از این افراد مشخص شد كه آنها در تمامی استانهای ایران دارای نیرو بوده و گسترش وسیعی در ایران داشتند و حتی در بین عشایر نیز نیرو دارند و جلسات خود را در بغداد و در سازمان امنیت عراق تشكیل میدادند و در این جلسات کاملاً بحث شده بود که بعد از کودتا چه اقداماتی در داخل کشور انجام شود.» هر چند این كودتا كشف و خنثی شد لکن درباره ماهیت مجریان و علل و عوامل كشف كودتا مطالب ناگفتة بسیاری وجود دارد كه در آیندهای نزدیك و براساس اسناد و مدارك منتشر نشده به چاپ خواهد رسید.
کشف کودتا از زبان حجت الاسلام ریشهری: «در جریان کودتای نوژه، شرق و غرب با هم متحد بودند. البته کودتا، آمریکایی بود، طراحی آن در آمریکا و با همکاری سازمان سیا بود ولی آن طور که کودتاچیان اعتراف کردند و این قابل تأمل است میگفتند: آمریکاییها، روسها را هم در جریان گذاشته بودند. این ادعای آنها بود. قبل از کشف کودتا، یک روز نزدیک غروب آفتاب، من در دفترم نشسته بودم که آقای سعید حجاریان به دفترم آمد. ایشان آن زمان با اطلاعات کمیته اداره دوم همکاری میکرد. آقای حجاریان آن روز با حالتی هیجانزده پیش من آمد و گفت: با شما یک کار خصوصی دارم و در مورد کودتاچیان مطالبی گفت. آن زمان هیچیک از افراد مؤثر قوۀ قضائیه از کودتا خبر نداشتند. آقای قدوسی هم دادستان دادگاه انقلاب بود، ولی ظاهراً از موضوع خبر نداشت، اگر خبر داشت قطعاً به من میگفت. من آن موقع فوراً همسرم را منزل پدرم فرستادم که کسی درمنزل نباشد و متمرکز شدم روی برخورد با آن قضایا. گروههای مختلفی را هم در قصر فیروزه از نیروهای نظامی آنجا تشکیل دادیم و اولین گروه کودتاچیان را همان شب دستگیر کردیم و کار ادامه پید کرد تا ضربهزدن به همۀ افرادی که در ایران با کودتاچیان بودند. البته سران کودتا و ردههای اداره کنندۀ آن، از جمله سرهنگ بنیعامری همه به خارج فرار کرده بودند. به هرحال، بقیه کودتاچیان در دادگاه انقلاب ارتش محاکمه شدند.
مسئلۀ دیگر توطئه قطب زاده بود که آن هم رسیدگیاش با دادگاه انقلاب بود. همینطور رسیدگی به اتهام سران حزب توده که در آن محاکمه، سران سیاسی حزب توده در جلسه شرکت کرده بودند ولی محاکمه نشدند. درباره شهید محمد نوژه: شهید محمد نوژه، از زبده ترین خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی بود که بعد از محاصره پاوه داوطلبانه به یاری نیروهای محاصره شده شهید چمران رفت و در مرداد 1358مظلومانه به شهادت رسید. بعد از این واقعه به پاس رشادت های او پایگاه هوایی همدان رسماًًًًً به نام شهید نوژه نامگذاری شد. این پایگاه پیش از این و در زمان طاغوت به پایگاه "شاهرخی" معروف بود که مدتی پس از انقلاب به پایگاه"حر" تغییر نام داد.
یک سال بعد از شهادت این خلبان قهرمان، در تاریخ 19/4/1359 شبکه کودتاچیان سلطنت طلب طرفدار شاهپور بختیار موسوم به "شبکه نقاب"و تعدادی از عوامل کودتاچی در این پایگاه دستگیر شدند.
متأسفانه بر اثر شلختگی زبانی رسانه های ما از کودتای شبکه نقاب به عنوان کودتای نوژه یاد می شود! سخنان امام خمینی پس از خنثی سازی کودتا حسینیه جماران 20/4/1359 «توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم و قیام هم کرده بودند مردم آن را خفه می کردند.
ما از این امور ترس نداریم. ما از قشرهای خودمان می ترسیم. شما صنف روحانیت اگر چنانچه کارهایی خدا نخواسته انجام دهید که از چشم ملت نیفتد ولو در دراز مدت، آن روز است که دیگر فانتوم لازم نیست خود ملت شما را کنار می زنند و ملت هم بی هادی کاری نمی تواند انجام بدهد ...
من خوفم از این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که بر عهده اوست صحیح انجام دهد.»
منابع:
تنظیم: محمد جان پور (به سفارش سایت راویان نور) |